;




انـا فتحنـا لک فتحاَ مبینـــا
شرافتمندترین مرگها شهادت است "امام حسین (ع)"


قدمگاه شهیدان(پست ثابت)

قدمگاه شهیدان است اینجا           محل رشد ایمان است اینجا                         



نوشته شده توسط گلگشت در دوشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۰

.:: ::.





یا علی

به اذن عالی اعلی ، به احتـرام علی
شروع می‌کنم امسال را به نام علی



نوشته شده توسط گلگشت در جمعه یکم فروردین ۱۴۰۴

.:: ::.





دنیای بی ارزش

خنده بر لب میزنم تا کَس نداند رازِ من

ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت..!

صائب تبریزی



نوشته شده توسط گلگشت در جمعه دوم دی ۱۴۰۱

.:: ::.





محرم

خیللللللی

دلم گریه می خواد 

 

 

و محرم  ۱۴۰۱   هم 



نوشته شده توسط گلگشت در سه شنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۰

.:: ::.





کپی .... کاش قلم خوبی داشتم

تلخ‌ترین فاصله گذاری این روزها فاصله‌ای است که بین ما و شما افتاده؛ قدمتش به درازای هزار سال و دلیلش غفلت و دل بیمار ماست!! طبیب دل‌ها ... ما اینجا، کنج مریض‌خانه غیبت و غفلت، بستری شده‌ایم؛ نفس‌هایمان به شماره افتاده و مرگ، انتظار دل خسته‌مان را می‌کشد؛ چشمان منتظر از پشت این همه فاصله فقط تو را آرزو می‌کند؛ کاش که این فاصله را کم کنی ... ای کاش باور می‌کردیم که منشا و تمام مصیبت‌های عالم بخاطر غیبت حجت خداست ...

أللَّہُمَ؏َـجِّڸْ لِوَلیِڪَ ألْفَـرَج

 

 

 

 



نوشته شده توسط گلگشت در سه شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۹

.:: ::.





سر درگمی

.



نوشته شده توسط گلگشت در جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۹

.:: ::.





قرنطینه

 یک عده برای شرف و عزت و ناموس ودین ما چه کشیده اند...

آن قدر اسارتش طولانی شده بود که یک افسر عراقی گفته بود تو به ایران باز نمی گردی بیا همین جا تشکیل خانواده بده!... همسر شهید لشگری می گفت خدا حسین را فرستاد تا سرمشقی برای همگان شود... او اولین کسی بودکه رفت و آخرین نفری بود که برگشت....

اسیر که شد پسرش علی۴ ماهه بود و دندان نداشت و به هنگام آزادیش علی پسرش دانشجوی دندانپزشکی بود...

وقتی بازگشت از او پرسیدند این همه سال انفرادی را چگونه گذراندی و او می گفت: برنامه ریزی کرده بودم و هر روز یکی از خاطرات گذشته خود را مرور می کردم

سالها در سلول های انفرادی بوده و با کسی ارتباط نداشت، قرآن راکامل حفظ کرده بود، زبان انگلیسی می دانست و برای ۲۶ سال نماز قضا خوانده بود .

حسین می گفت: از هیجده سال اسارتم ده سالی که تو انفرادی بودم سالها با یک "مارمولک" هم صحبت می شدم. بهترین عیدی که این ۱۸ سال اسارت گرفتم، یک نصفه لیوان آب یخ بود!

عید سال ۷۴ بود، سرباز عراقی نگهبان یک لیوان آب یخ می خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم. این را بگویم که من ۱۲ سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت ۵دقیقه آفتاب را داشتم...

کتاب خاطرات دردناک  ناصرکاوه



نوشته شده توسط گلگشت در شنبه دوم فروردین ۱۳۹۹

.:: ::.





دلتنگی

دلم تنگ وبلاگ  شده  خیلی وقته 

گذاشتن مطلب تایپ کردنهایش همه و همه خوب بود 

 



نوشته شده توسط گلگشت در جمعه یکم فروردین ۱۳۹۹

.:: ::.





حافظ

یا رب بلا بگردان

اول فرودین ۹۹



نوشته شده توسط گلگشت در جمعه یکم فروردین ۱۳۹۹

.:: ::.





سفر

از ۱۹ تیر تا ۲۶ مرداد

۱۳۹۸

رویا!ی شیرین

حقیقت!محض

سبک و رها

انا کفیناک المستهزئین

قلب آرام 

شهد شیرین

آسمانی

حرم بقیع

پرواز

روضه منوره

آرامش

تنهایی دوست داشتنی

چشمان گریان

تماشای خانه ی خدا

حرم امن

دعا 

یمن

الجبار

ابراهیم هادی

قرآن

سبحان الله

غربت مدینه

حس خوب

خواندن زیارت عاشورا

بخشیدن 

پاک شدن

عرفات بارانی با غرش آسمان 

چادر منا

باز هم و بازهم غربت مدینه



نوشته شده توسط گلگشت در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۸

.:: ::.





رمز حج!

 

در میقات که فرود آمدی وجامه های دوخته از تن کندی و غسل نمودی

 آیا در آن موقع نیت آن داشتی که لباس گناه از تن خود خلع کرده و جامه طاعت می پوشی؟

به هنگام برهنه شدن از لباس دوخته

آیا توجه به این معنی داشتی که از ریا و نفاق و ورود در کارهای شبهه ناک دور شده و بر کنار می گردی؟

همزمان با تنظیف بدن

آیا این چنین نیت کردی که با داروی توبه خالص کثافات گناه را از قلب و جانت بزدائی؟

موقع محرم شدن

آیا متوجه این معنی بودی که تمام آنچه را که خداوند حرام کرده بر خود تحریم نمایی و دیگر هرگز پیرامون آن نگردی؟

به هنگام عقد الحج و بستن پیمان حج

آیا بر این نیت بودی که هرگونه عهد و قرار داد با غیرخدا را (که برخلاف رضای خداست) منحل کرده و زیر پا نهادی و تنها با خدا عقد عبودیت و بندگی بستی؟

در موقع ورود به میقات

آیا نیتت این بود که به قصد زیارت داخل میقات می شوی؟

 دو رکعت نماز که می خواندی

آیا در نیت داشتی که به سبب بهترین اعمال و بزرگترین حسنات بندگان خدا که نماز است به خدا نزدیک می شوی؟

به هنگام گفتن لبیک

  آیااین نیت در تو بود که براساس تعهد به طاعت در تمام موارد ـ اطاعت و سکوت و خودداری از هرگونه معصیت ـ با خدا سخن بگویی و پیمان عبودیت همه جانبه با خداوند می بندی؟

داخل شدن به حرم

 آیا به این نیت بود ی که هرگونه غیبت و نسبت ناروایی که در غیاب مسلمانان در باره آنان روا می داشتی بعد از این بر خود حرام نموده و با ورودت به حرم امن خداوند نیت کردی که تمام ملت اسلام را بعد از این از شر فکر و زبانت ایمن گردانی؟

 وقتی به مکه رسیدی

آیا در دل گذراندی که از این سفر جز خداوند مقصود و مطلوبی ندارم و چیزی جز رضایت حضرت حق تعالی را نمی خواهم؟ 



 

هنگام سعی از صمیم دل، نشان دهنده این حقیقت بودی که از شر مکاید شیطان و وساوس نفس امارة بالسوء گریخته و خود را در پناه خداوند افکنده ای و این فرار از ماسوی و پناهندگی به خداوند را حضرت علام الغیوب از تو شناخته و باور کرده بود؟ یعنی آیا تنها صورت نبود و واقعیت داشت؟

کسی که با حجرالاسود مصافحه کند در حقیقت با خدای تعالی مصافحه کرده است! پس بنگر و نیکو توجه کن تا اجر کاری را که حرمت آن در پیشگاه خداوند بس عظیم است ضایع نسازی و همچون مجرمین تبهکار از در طغیان و عصیان در نیایی و با مخالفت فرمان خداوند و نا پرهیزی از حرام ارزش مصافحه با خداوند را از دست ندهی و پیمان عبودیت حضرتش را دائم نشکنی!

 

 مقام ابراهیم(ع)

آیا این نیت در تو بود که این توقف در مقام ـ محل ایستادن ابراهیم خلیل! آن بنده موحد و با اخلاص خدا ـ نشان دهنده تصمیم قاطع بر قیام به طاعت و فرمانبرداری در پیشگاه اقدس حق و پرهیز از تمام صحنه های عصیان و گناه است؟

هنگام ادای نماز درپشت مقام ابراهیم

آیا این نیت را داشتی که با همین نمازت نماز حضرت ابراهیم(ع) را به جای آورده ای و بینی شیطان را به خاک می مالی؟

هنگام اشراف بر آن چاه زمزم و آشامیدن از آب آن ( که بر اثر اخلاص و توکل یک زن با ایمان در هزاران سال پیش از زمین جوشیده و تاکنون جاری است)

آیا این نیت و تصمیم در تو پیدا شد که باید اشراف بر طاعت حق و بندگی با اخلاص در صفحه قلبت تحقق یابد و از صحنه های گناه و معصیت چشم پوشی و اعراض نمائی تا چشمه آب حیات از عمق وجودت بجوشد و شادابی همه جانبه ات ببخشد؟
درسعی بین صفا و مروه

 آیا نیتت این بود که بین خوف و رجا! و بیم و امید نسبت به قبولی اعمال خود در پیشگاه خداوند قرار گرفته ای و نمی دانی که مقبول یا مردود درگاهش خواهی شد؟

رفتن به منا

آیا در این نیت بودی که مردم را از شر دست و فکر و زبانت در امان قرار دهی وهیچ کس  را بعد از این با دست و زبانت نخواهی آزرد و درقلبت بد خواه کسی نخواهی بود؟

 

وقوف در موقف عرفه

آیا حق معرفت و شناسائی خداوند را به دست آوردی و به معارف و علوم الهی ـ به قدر ظرفیت و استعداد خود ـ  پی بردی ودانستی که با تمام وجودت در قبضه ی قدرت خداوند هستی و او از تمام کارهای نیک و خطایت مطلع است؟

  بر بالای کوه رحمت (جبل الرحمة)

آیا به خاطرت گذراندی که خداوند بر هر مرد و زن با ایمانی رحمت می آورد و هر مرد و زن با ایمانی را یاری می نماید؟

نزد نمره که ایستادی

آیا به این معنی پی بردی که تا خود تن به اوامر و نواهی خداوند ندهی و فرمانبردار نباشی امر به معروف و نهی از منکر کردن تو به دیگران دارای اثر و ثمری نخواهد بود؟

در آن موقع که نزد "علم" ایستادی متذکر این شدی که همین جا شاهد طاعات و عبادات تو می باشند و همراه فرشتگان نگهبان به امر پروردگار آسمان حافظ و نگهدار تو هستند؟

در آن دو رکعت نمازی که پیش از مرور از بین العلمین خواندی

 آیا متذکر این شدی که آن نماز (نمازی است که در شب دهم ذیحجه برای شکر و سپاس به درگاه خداوند خوانده می شود)موجب حل مشکلات و آسانی کارها می گردد؟

آن موقعی که بین العلمین راه می رفتی و خوب مراقب بودی که به سمت یمین و یسار(راست و چپ)انحراف پیدا نکنی

آیا نیت کردی و تصمیم گرفتی که برای همیشه در مسیر دین حق ثابت قدم و مستقیم بمانی و قلب و زبان و اعضای تنت را در انحراف به یمین و یسار(راست و چپ) و افراط و تفریط نگهداری و منضبط و منظم سازی؟

هنگام راه رفتن بر زمین مزدلفه و بر چیدن سنگریزه ها

آیا به این نیت بودی که هر گونه بذر جهل و گناه را از زمین قلبت بر می چینی و در زمینه علم و عمل ثابت می مانی؟

آن دم که عبورت بر مشعر الحرام افتاد

 آیا حالت ترس از خداوند را که شعار اهل تقوی است در دل نشاندی و همچون جامه زیرین بر قامت جان خود پوشاندی؟
هنگام رسیدن به منا و رمی جمرات

آیا توجه داشتی که باید به نتیجه کار و غایت اعمالت رسیده باشی و این که خداوند تمام حوائجت را برآورده و خواسته هایت را اعطا فرموده باشد؟

موقع رمی جمرات

آیا این نیت در تو بود که با این عمل دشمن خود ابلیس را کوبیده و با پایان دادن به حج نفیست تخلف فرمان شیطان نموده ای؟

هنگامی که سر می تراشیدی  

آیا به این نیت بودی که از تمام پلیدی ها و آفات روحی پاک گشته و از تبعات سوء ظلم و تعدی به آدمیان و یا تضعیف حقوق آنان تطهیر شده و همچون روز ولادت از مادر عاری از گناهان گردیده ای؟

در نمازی که در مسجد خیف خواندی

آیا به درک این حقیقت رسیدی که به جز از خداوند و گناهت!  از کسی نترسی و جز رحمت خداوند به چیزی امید وار نباشی؟

موقع ذبح قربانی

آیا نیتت این بود که با تمسک به حقیقت پرهیز و ورع حنجره ی طمع را بریدی و از سنت ابراهیم(ع) پیروی نمودی که با نیت ذبح فرزند و میوه قلب خود سنت بندگی با اخلاص و تقرب به درگاه خداوند را برای آیندگان بعد از خویش پایه گذاری نمود و معنای واقعی توحید، رضا و تسلیم را به دنیا نشان داد؟

 

 بعد از این که از منا به مکه مراجعت کردی و به طواف بیت پرداختی

آیا متذکر این معنی بودی که  اکنون با بهره کافی از رحمت خداوند به محیط اطاعت و بندگی وارد شدی و دست بر دامن حب خداوند زده ای، وظائف واجب بندگی را به پایان رسانده و در مقام قرب خداوند منزل گرفته ای؟



نوشته شده توسط گلگشت در شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۸

.:: ::.





حرم امن

باز 

باز 

....

سوختم



نوشته شده توسط گلگشت در پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۸

.:: ::.





ای یار....
سال ، دارد تمام می شود ...
 دارم فکر می کنم ؛
 به روزهایی که رفت ...
 ‌به لحظاتی که خندیدم ...
 لحظاتی که اشک ریختم ...
 و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت ...
 با سرعت ، مرور می کنم ؛
 اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایم افتاد ...
به روزهایی که با مرگ دست و پنجه نرم کردم و دوباره بهم فرصتِ زندگی کردن  دادی 

میانِ همین روزها بود که یاد گرفتم ؛

قوی تر باشم ...
 مهربان تر باشم ...
خدایا ، به مردمِ کشورم کمک کن 
 دستی به سر و گوشِ زندگیشان بکش ...
 دردهایشان را درمان باش ...
 و دلهایشان را از همیشه شادتر کن 
 ای کاش سالِ جدید برایمان ، سالِ اتفاقاتِ خوب باشد ...
 کاش بادهایِ بهار ، همدلی و عشق را همه جا پخش کنند .
 و کاش ابرها ، مهربانی بر سرِ این مردم ببارند 

 آنقدر که انسانیت ، جانی دوباره بگیرد 
 کاش سالِ پیشِ رو ، بهترین سالِ زندگیمان شود 
سالی که تنها اشکِ جاری از چشم ها ، اشکِ شوق باشد
 سالی که همگی خوشبخت باشیم 
 سالی که دلی را نشکنیم،هیچکس را ناامید نکنیم،کسی را قضاوت نکنیم
 

خدایا برایِ بهتر شدنِ حالِ مردمانم دنبال بهانه می گردم،بی بهانه حالِ آنها رو خوب کن

.........

و مثل سال های قبل این ایام را دوست ندارم !!!!

دلم قلبم وجودم حالم روحم جسمم سازنیست که نیست!!!!



نوشته شده توسط گلگشت در دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۷

.:: ::.





آه
حرف و حرف و حرف

 

سکوت و سکوت و سکوت



نوشته شده توسط گلگشت در شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷

.:: ::.





.............. مطالب قدیمی‌تر >>

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by f57zare
This Themplate By Theme-Designer.Com

منوی اصــــلی -------------------- Menu

دربــــــــــــــاره -------------------- About

مادراین در نه پی حشمت وجاه آمده ایم


از بد حادثه این جـا به پنـاه آمده ایم


آبرو می رود ای ابر خطا پوش ببــــار


که به دیوان عمل نامه سیاه آمـــده ایم

.................................................
...........................................

استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع

استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع

استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع

...........................................
.................................................

موضوعات -------------------- Categories

دوستـــــــــــان -------------------- Links

آرشـــــــــیو -------------------- Archive

پیشـــــین -------------------- Previous

لینکستان -------------------- LinkDump

دیگر مــــوارد -------------------- Others

امکانات جانبی
theme-designer.com