در میقات که فرود آمدی وجامه های دوخته از تن کندی و غسل نمودی
آیا در آن موقع نیت آن داشتی که لباس گناه از تن خود خلع کرده و جامه طاعت می پوشی؟
به هنگام برهنه شدن از لباس دوخته
آیا توجه به این معنی داشتی که از ریا و نفاق و ورود در کارهای شبهه ناک دور شده و بر کنار می گردی؟
همزمان با تنظیف بدن
آیا این چنین نیت کردی که با داروی توبه خالص کثافات گناه را از قلب و جانت بزدائی؟
موقع محرم شدن
آیا متوجه این معنی بودی که تمام آنچه را که خداوند حرام کرده بر خود تحریم نمایی و دیگر هرگز پیرامون آن نگردی؟
به هنگام عقد الحج و بستن پیمان حج
آیا بر این نیت بودی که هرگونه عهد و قرار داد با غیرخدا را (که برخلاف رضای خداست) منحل کرده و زیر پا نهادی و تنها با خدا عقد عبودیت و بندگی بستی؟
در موقع ورود به میقات
آیا نیتت این بود که به قصد زیارت داخل میقات می شوی؟
دو رکعت نماز که می خواندی
آیا در نیت داشتی که به سبب بهترین اعمال و بزرگترین حسنات بندگان خدا که نماز است به خدا نزدیک می شوی؟
به هنگام گفتن لبیک
آیااین نیت در تو بود که براساس تعهد به طاعت در تمام موارد ـ اطاعت و سکوت و خودداری از هرگونه معصیت ـ با خدا سخن بگویی و پیمان عبودیت همه جانبه با خداوند می بندی؟
داخل شدن به حرم
آیا به این نیت بود ی که هرگونه غیبت و نسبت ناروایی که در غیاب مسلمانان در باره آنان روا می داشتی بعد از این بر خود حرام نموده و با ورودت به حرم امن خداوند نیت کردی که تمام ملت اسلام را بعد از این از شر فکر و زبانت ایمن گردانی؟
وقتی به مکه رسیدی
آیا در دل گذراندی که از این سفر جز خداوند مقصود و مطلوبی ندارم و چیزی جز رضایت حضرت حق تعالی را نمی خواهم؟
هنگام سعی از صمیم دل، نشان دهنده این حقیقت بودی که از شر مکاید شیطان و وساوس نفس امارة بالسوء گریخته و خود را در پناه خداوند افکنده ای و این فرار از ماسوی و پناهندگی به خداوند را حضرت علام الغیوب از تو شناخته و باور کرده بود؟ یعنی آیا تنها صورت نبود و واقعیت داشت؟
کسی که با حجرالاسود مصافحه کند در حقیقت با خدای تعالی مصافحه کرده است! پس بنگر و نیکو توجه کن تا اجر کاری را که حرمت آن در پیشگاه خداوند بس عظیم است ضایع نسازی و همچون مجرمین تبهکار از در طغیان و عصیان در نیایی و با مخالفت فرمان خداوند و نا پرهیزی از حرام ارزش مصافحه با خداوند را از دست ندهی و پیمان عبودیت حضرتش را دائم نشکنی!
مقام ابراهیم(ع)
آیا این نیت در تو بود که این توقف در مقام ـ محل ایستادن ابراهیم خلیل! آن بنده موحد و با اخلاص خدا ـ نشان دهنده تصمیم قاطع بر قیام به طاعت و فرمانبرداری در پیشگاه اقدس حق و پرهیز از تمام صحنه های عصیان و گناه است؟
هنگام ادای نماز درپشت مقام ابراهیم
آیا این نیت را داشتی که با همین نمازت نماز حضرت ابراهیم(ع) را به جای آورده ای و بینی شیطان را به خاک می مالی؟
هنگام اشراف بر آن چاه زمزم و آشامیدن از آب آن ( که بر اثر اخلاص و توکل یک زن با ایمان در هزاران سال پیش از زمین جوشیده و تاکنون جاری است)
آیا این نیت و تصمیم در تو پیدا شد که باید اشراف بر طاعت حق و بندگی با اخلاص در صفحه قلبت تحقق یابد و از صحنه های گناه و معصیت چشم پوشی و اعراض نمائی تا چشمه آب حیات از عمق وجودت بجوشد و شادابی همه جانبه ات ببخشد؟
درسعی بین صفا و مروه
آیا نیتت این بود که بین خوف و رجا! و بیم و امید نسبت به قبولی اعمال خود در پیشگاه خداوند قرار گرفته ای و نمی دانی که مقبول یا مردود درگاهش خواهی شد؟
رفتن به منا
آیا در این نیت بودی که مردم را از شر دست و فکر و زبانت در امان قرار دهی وهیچ کس را بعد از این با دست و زبانت نخواهی آزرد و درقلبت بد خواه کسی نخواهی بود؟
وقوف در موقف عرفه
آیا حق معرفت و شناسائی خداوند را به دست آوردی و به معارف و علوم الهی ـ به قدر ظرفیت و استعداد خود ـ پی بردی ودانستی که با تمام وجودت در قبضه ی قدرت خداوند هستی و او از تمام کارهای نیک و خطایت مطلع است؟
بر بالای کوه رحمت (جبل الرحمة)
آیا به خاطرت گذراندی که خداوند بر هر مرد و زن با ایمانی رحمت می آورد و هر مرد و زن با ایمانی را یاری می نماید؟
نزد نمره که ایستادی
آیا به این معنی پی بردی که تا خود تن به اوامر و نواهی خداوند ندهی و فرمانبردار نباشی امر به معروف و نهی از منکر کردن تو به دیگران دارای اثر و ثمری نخواهد بود؟
در آن موقع که نزد "علم" ایستادی متذکر این شدی که همین جا شاهد طاعات و عبادات تو می باشند و همراه فرشتگان نگهبان به امر پروردگار آسمان حافظ و نگهدار تو هستند؟
در آن دو رکعت نمازی که پیش از مرور از بین العلمین خواندی
آیا متذکر این شدی که آن نماز (نمازی است که در شب دهم ذیحجه برای شکر و سپاس به درگاه خداوند خوانده می شود)موجب حل مشکلات و آسانی کارها می گردد؟
آن موقعی که بین العلمین راه می رفتی و خوب مراقب بودی که به سمت یمین و یسار(راست و چپ)انحراف پیدا نکنی
آیا نیت کردی و تصمیم گرفتی که برای همیشه در مسیر دین حق ثابت قدم و مستقیم بمانی و قلب و زبان و اعضای تنت را در انحراف به یمین و یسار(راست و چپ) و افراط و تفریط نگهداری و منضبط و منظم سازی؟
هنگام راه رفتن بر زمین مزدلفه و بر چیدن سنگریزه ها
آیا به این نیت بودی که هر گونه بذر جهل و گناه را از زمین قلبت بر می چینی و در زمینه علم و عمل ثابت می مانی؟
آن دم که عبورت بر مشعر الحرام افتاد
آیا حالت ترس از خداوند را که شعار اهل تقوی است در دل نشاندی و همچون جامه زیرین بر قامت جان خود پوشاندی؟
هنگام رسیدن به منا و رمی جمرات
آیا توجه داشتی که باید به نتیجه کار و غایت اعمالت رسیده باشی و این که خداوند تمام حوائجت را برآورده و خواسته هایت را اعطا فرموده باشد؟
موقع رمی جمرات
آیا این نیت در تو بود که با این عمل دشمن خود ابلیس را کوبیده و با پایان دادن به حج نفیست تخلف فرمان شیطان نموده ای؟
هنگامی که سر می تراشیدی
آیا به این نیت بودی که از تمام پلیدی ها و آفات روحی پاک گشته و از تبعات سوء ظلم و تعدی به آدمیان و یا تضعیف حقوق آنان تطهیر شده و همچون روز ولادت از مادر عاری از گناهان گردیده ای؟
در نمازی که در مسجد خیف خواندی
آیا به درک این حقیقت رسیدی که به جز از خداوند و گناهت! از کسی نترسی و جز رحمت خداوند به چیزی امید وار نباشی؟
موقع ذبح قربانی
آیا نیتت این بود که با تمسک به حقیقت پرهیز و ورع حنجره ی طمع را بریدی و از سنت ابراهیم(ع) پیروی نمودی که با نیت ذبح فرزند و میوه قلب خود سنت بندگی با اخلاص و تقرب به درگاه خداوند را برای آیندگان بعد از خویش پایه گذاری نمود و معنای واقعی توحید، رضا و تسلیم را به دنیا نشان داد؟
بعد از این که از منا به مکه مراجعت کردی و به طواف بیت پرداختی
آیا متذکر این معنی بودی که اکنون با بهره کافی از رحمت خداوند به محیط اطاعت و بندگی وارد شدی و دست بر دامن حب خداوند زده ای، وظائف واجب بندگی را به پایان رسانده و در مقام قرب خداوند منزل گرفته ای؟